عزاداري و غصه بسه براي همه چيز
از امروز خودمو جمع و جور ميكنم
اين قول و قراره اين هفته با خودم!
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
اتاق رو جمع ميكنم و ميرم دانشگاه
فردا رو از صبح زود ميشينم پاي كانسپت و قطعا تا شب همه ي كارهاش رو كردم
پنج شنبه رو هم خورده ريز كارهامو انجام ميدم و ميرم سراغ كارهاي يكشنبه
اينجوري خوبه فكر كنم.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
١٤ روز ديگه تولدمه
يني ميخواد چيكا كنه؟اگه خوشحال نشم چيكا كنم؟
كاش حداقل كارگاه داشتيم تا اون روز.
+دوسش دارم دوسش دارم دوسش دارم.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
داره رانندگي ميكنه
زل زدم بهش
حرف ميزنه
نميشنوم
نوره چراغ قرمز افتاده توي صورتش
قلبم تند ميزنه
به خودش مياد ميبينه زل زدم بهش
ميخنده ميگه اينجوري نگام نكن عوضي
نميتونم نگاش نكنم
جريان عشق بين ماست
فقط توي اين لحظه
و فقط پشته همين چراغه مسخره روي ورودي پل
عاشقشم همينجا و همين ساعت.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
امروز به اين فكر كردم كه دلم ميخواد باقي عمرمو تو آمريكا زندگي كنم
و خب حتما ميرم يه روز.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
دارم ماهو نگا ميكنم
دارم انرژيمو ميفرستم براي اوني كه زل زده به ماه و بايد جرقه ي عشقو بفهمه
بريد گمشيد اشكاي مزاحم
ميخوام ماهو ببينم.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
فردا تولدمه
الان كناره هم دراز كشيديم
توي كيش
همه چي روال تر از چيزيه كه فكرشو ميكردم
تولدت مبارك عزيزم..
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی